تغییر
-
تاریخ: 1405/6/17 ساعت: 8:30
جرقه آیا می توانست به این اعتقاد پیدا کند که جرقه ای از آتش الهی است...؟ ABOUT WEB سلاماینجا منمو هزاران احساسی و حرفی که شاید هیچ وقت بیان نشن..یک قسمت کوچک از من!برای روزهای اینده... CATEGORIES FRIENDS TEMP by Template World OTHER ساخت کد موزیک ساخت کد موزیک HOME | EMAIL | ME | POSTS | BEFORE | DA...
طلاق
-
تاریخ: 1405/6/17 ساعت: 8:30
جرقه آیا می توانست به این اعتقاد پیدا کند که جرقه ای از آتش الهی است...؟ ABOUT WEB سلاماینجا منمو هزاران احساسی و حرفی که شاید هیچ وقت بیان نشن..یک قسمت کوچک از من!برای روزهای اینده... CATEGORIES FRIENDS TEMP by Template World OTHER ساخت کد موزیک ساخت کد موزیک HOME | EMAIL | ME | POSTS | BEFORE | DA...
BadBoy
-
تاریخ: 1403/5/10 ساعت: 17:30
بیا بنویسیماینجا که فقط خودمونیمچرا میخوام اعتراف کنم از badboy ها خوشم میاداز جسارتی که دارناز اون حس قدرت مردونگی که با حماقت یا جسارتشون بم القا میکنناز اون استقلالشون که حرف خودشونه و بساز زورگویی های ریزشوناما مشکل اینجاس منم درونم دارمانقدر لجباز هستم کسی نتونه بم زور بگه و مجبورم کنه به چیزی ...
مامانی
-
تاریخ: 1403/5/10 ساعت: 17:30
14 مرداد 1379بیدار شدمنمیخواست اب میوشو بخورهگفت خاله رو صدا کنخاله سریع نیومدگفت داییتو صدا کن دایی اومدرفت عقبی چشاش بسته شد و تا همین الان دیگه باز نشدبش گفته بودم مگه من نوه اولیت نیستم تروخدا بیا پیش من بمونگفت میام یکم دیگه تا ابد پیشت میمونماگه نمیگفتم هنوز داشتمش؟من دلم میخواست هنوزم بودیمیو...
غم دنیا...
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 16:04
من عمیقا ناراحتمبرای رابطه ای که یک روزم دوام نیوردناراحتیم برای باور اون ادم نامردبله در سن ۳۳سالگی در حقم نامردی شد بدم شدازش خوشم میومد از اولشم اما حسم جدی نبودانقدر با حرفاش دلبری کردعقده تعریف ندارمفقط اون ازم تعریف نکردوبودن افراد دیگه همزماناما بینشون اونو باور کردمکه خب گند زدمراستش مناسب م...
-
تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 16:04
دلم که برای دستپختت تنگ شده جاتم که امروز خالیه اما گریه نمیکنم یعنی نمیزارم بریزه اشکام که غصه نخوری بابایی
اسمش عشقه؟؟
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 13:51
میدونید عشق وقتی قشنگهکهتوش رسیدن باشه شادی باشه گذشت باشه سرسپیردگی باشه تعهد باشه چشم بستن روخیلی چیزا باشه درک و فهم باشه احترام متقابل باشه گفت و گو و شنیدن باشه مجموع همه اینا عشق خاص و قشنگ میکنهگاهی هستااما با حرف نزدن ، خودسرکوب گری خرابش میکنیمباید تو عشق حرف زداز خواسته ها از ناراحتی هابای...
قرار نبود دیدنت آرزوم شه!قرار نبود که اینجوری تمام شه
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 13:51
+قرار نبود'>نبود بری و برنگردی!چه خوبه که گذشت!18 سال پیشو میگمخوبه که گذشت.. خوبه!دست پاچه و به دنبال معجزه ای بودم که تورو از من نگیره اما نشد!نشدن این معجزه حسرت بزرگیه برام میدونی!کاش خدا میذاشت همچنان بمون خوش بگذره..راستش وقتی مردم میخوام برم بش بگم چطور دلش اومد؟آخرین های منو تو:آخرین ناهار، ...
همین دیگه..
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 13:51
فردا تاریخ خیلی قشنگیه یکی بیاد بریم عقد کنیم:(
روزنوشت ۲۴۵
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
عید نوروز مبارکمون باشه هرچند شرایط سختی داریم..اینجا هم برای روزای دلشکستگی منه..آرزو میکنم که آخر سال ۹۹ کلی خوشحال و راضی باشیم..روزای قشنگی پیش رومون باشه پر از سلامتی پر از شادی و عشق..من باور دا
روزنوشت ۲۴۶
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
چقدر داغون بود حالش وقتی حرف میزدیم..همیشه حرصی بود تو کار اما دیشب از حد گذرونده بودمیگفت نصف قلبم تو جریان هواپیما شکست نصف بقیشو مردم با این مسافرت رفتناشون شکستن..میگفت مگه من آدم نیستم از اواخر ب
روزنوشت ۲۴۷
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
دیروز از رفتاری که در گذشته داشتم شرمنده شدم..استوری گذاشت که چه کلمه ای منو یاد شما میندازه..پاسخ دادم و در مقابل منو با کلمه ای توصیف کرد که خیلی خیلی خجالت کشیدم از بزرگی این ادم و کوچکی خودم.دلم م
روزنوشت ۲۴۸
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
+خدایا جانممنو ببخش که به خودم ظلم کردم..روم نمیشه بگم میبخشمش بخاطر توهینا و دل شکستم و نامردیاش در عوض تو بم خوبی کن...خدایا میبخشمش تو هم منو ببخشببخش که دستمو گرفتی و بم نشون دادی اشتباهمو اما من باز راه اشتباهو رفتممتو ببخش که به بنده ای که دوست داری ظلم کردمخدایا کمکم کن خودمو ببخشم..کمکم کن.....
روزنوشت ۲۴۹
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
من معتقدم چیزی که از ذهنت میگذره بی حکمت نیستمث چله آخر سال که مطمئنم خدا برای آرامش از شر کرونا به دلم انداخت که انجامش بدم..توکل بر خداخدایا چنان کن سرانجام کارتو خشنود باشی و ما رستگارنظامی+بش گفتم میدونستی ما تا حالا ۱۳ بدر بدون دلخوری نداشتیم گفت ایشالا این یکی :)))نامرد
۳۲۶۰۷
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
یه روزایی هست که با اینکه ازش ۱۴ سال میگذره اما یاداوریش میتونه مجدد تورو بکشه..یه سری روزا تو زندگی هست که سالگردش هم هربار که میرسه دردش مث درد اولشهاما تو یاد میگیری که با این درد زندگی کنیمثل ۱۵
روزنوشت ۲۵۰
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
از دیشب هی تو ذهنم میاد که چرا باید فلان مشکل باشه تو زندگیم..هی خودمو دعوا میکنم که ناشکری نکن...خدا همیشه هواتو ویژه داشته..این جدل تو ذهنم بود تا اینکه با آرام بخش جان پشت پنجره ایستاده بودیم و منظ
روزنوشت ۲۵۱
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
اگه فقط یک دقیقه تا پایان زندگیتون مونده باشه چیکار میکنید؟خودم:ادرس وبلاگمو به اونی که دلتنگیارو براش مینوشتم میدم و میگم تمام دلتنگیا برای اون بوده..+این سوال تحت تاثیر فیلم بمب،یک عاشقانه بود ممنون میشم جواب بدین اگه دوست داشتید.
روزنوشت ۲۵۲
-
تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 6:12
زندگی برای اونایی که فراموش کردن بلد نیستن خیلی سخته..نه اینکه طرف خیلی آدم مهم و عزیزی باشه برات نه..تو بلد نیستی فراموش کنی.+میگم تکلیف هوا مشخص نیس یه لحظه صافه یه لحظه بارون..میگه بهاره دیگهمیگم ا
روزنوشت ۲۳۱
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 21:24
بعضی دل نگرانیارو نمیشه با کسی درمیون گذاشت..به کی بگم که غصشو بیشتر نکنماما از ترس نگرانی یه لحظه نتونستم رو پامبایستمخدایا بخیر بگذرونمیترسمخدایا میدونم تنهام نمیذاریخدایا شکرت
روزنوشت ۲۳۲
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 21:24
میخوام بهش بگم چقدر متنفرم از اخلاق همیشه طلبکارش..اما دلم برای هردومون میسوزه..موندم بین دلسوزی و تنفر