خرید بک لینک
جرقه آیا می توانست به این اعتقاد پیدا کند که جرقه ای از آتش الهی است...؟ ABOUT WEB سلاماینجا منمو هزاران احساسی و حرفی که شاید هیچ وقت بیان نشن..یک قسمت کوچک از من!برای روزهای اینده... CATEGORIES FRIENDS TEMP by Template World OTHER ساخت کد موزیک ساخت کد موزیک HOME | EMAIL | ME | POSTS | BEFORE | DAILY تغییر دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۴ -- 12:21 اگه تغییر نکنم میبازم این زندگیو باید کنار بیام با تغییراینکه من ادم دشواریماینکه ادما میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1405 ساعت: 8:30

جرقه آیا می توانست به این اعتقاد پیدا کند که جرقه ای از آتش الهی است...؟ ABOUT WEB سلاماینجا منمو هزاران احساسی و حرفی که شاید هیچ وقت بیان نشن..یک قسمت کوچک از من!برای روزهای اینده... CATEGORIES FRIENDS TEMP by Template World OTHER ساخت کد موزیک ساخت کد موزیک HOME | EMAIL | ME | POSTS | BEFORE | DAILY طلاق سه شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴ -- 14:49 مشاور بم گفت اگه طلاق بگیری به خاک سیاه میشینیهیچ کسی به همون چشم قبلی بت نگاه نمیکنه و و واماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1405 ساعت: 8:30

بیا بنویسیماینجا که فقط خودمونیمچرا میخوام اعتراف کنم از badboy ها خوشم میاداز جسارتی که دارناز اون حس قدرت مردونگی که با حماقت یا جسارتشون بم القا میکنناز اون استقلالشون که حرف خودشونه و بساز زورگویی های ریزشوناما مشکل اینجاس منم درونم دارمانقدر لجباز هستم کسی نتونه بم زور بگه و مجبورم کنه به چیزی ک نمیخوامهرچی بیشتر اصرار کنی منم بیشتر اصرار میکنمیه سری حرفا دلمو میلرزونهاما گاردم پایین نمیاد از ترسهترس از پشیمونی واقعیت اینه مثبت زندگی کردن ریسکش کمترهاما خب یه سری لذتارو ندارنلعنتی خوب میتونه منو بشناسهیک هفته هم نیست حرف میزنیم باهماگه یکم گاردشو پایین تر میورد منم باش همراه میشدمولی خب الان میتونم به دختر خوب و عاقل بودنم ادامه بدماینم بد نیسریسکش کمترحالا اگه قرار بشه حسرت بخوریم حسرت نکرده هارومیخوریمفعلا ریش و قیچیو دادم دست بالاییبزار ببینیم چی میشهدیشب بش میگم فکر نکنی بخاطر تو بودامن نه سنتیم نه مذهبیبه خاطر خودم بود فقطترسیدم سواستفاده بشه ازمبس ک خل و سادم تو ۳۳سالگی حتیبهرحال اعتراف میکنم میتونست همونی ک میخوام باشهالبته شاید خودم خیلی جذاب و خوشگل نباشماما هیکل و استایل و قیافه برام مهمه!بد بوی سریالا جذاب :)))خرررررر میذاشتی ببینمت شاید جذبت میشدم خودمخر دروغگو مخ زناما خب باعث شدی چیزی درونم بیدار بشه شاید این برد من باشه تو رابطه کمتر از یک هفتمونحالمم از پسرایی که عرضه تصمیم گیری ندارنو منتظر تایید دیگرانن بهم میخورهیکمم من اینطوری هستماروخودم کار میکنم نباشم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 17:30

14 مرداد 1379بیدار شدمنمیخواست اب میوشو بخورهگفت خاله رو صدا کنخاله سریع نیومدگفت داییتو صدا کن دایی اومدرفت عقبی چشاش بسته شد و تا همین الان دیگه باز نشدبش گفته بودم مگه من نوه اولیت نیستم تروخدا بیا پیش من بمونگفت میام یکم دیگه تا ابد پیشت میمونماگه نمیگفتم هنوز داشتمش؟من دلم میخواست هنوزم بودیمیومدم بت میگفتم اذیتم کردنتو میگفتی من بت نگفتم اگه اون کارو کنی اذیت میشی تو گفتی اشکال نداره خودم میخواممامانی کاش همه مثل نوه دومیت بودن مرد بودنوقتی ریسک میکردمو باشون میرفتم تا ته تهش ازم جدا نمیشدمامانی دلم بغلتو میخواددلم میخواد بیام بازم پشتت پناه بگیرم که کسی اذیتم نکنهمامانی جانمخیلی دوست دارمتو بهترین مامانبزرگ دنیایی همون سال های کمی که داشتمت بم یاد دادی تصمیم بگیرمو پاش بمونم خیلیا همین نیستنمامانی من تلاشمو میکنم که وقتی مردمو اومدی استقبالم ازم راضی باشیاون موقع خیلی بغلم کن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 17:30

من عمیقا ناراحتمبرای رابطه ای که یک روزم دوام نیوردناراحتیم برای باور اون ادم نامردبله در سن ۳۳سالگی در حقم نامردی شد بدم شدازش خوشم میومد از اولشم اما حسم جدی نبودانقدر با حرفاش دلبری کردعقده تعریف ندارمفقط اون ازم تعریف نکردوبودن افراد دیگه همزماناما بینشون اونو باور کردمکه خب گند زدمراستش مناسب منم نبود اما دلم میخواستشراجب طلاقش گفت و اینکه همسرش بش مشکوک بود و دختر بیچاره تا مرز جنون رفتهحس میکنم واقعا ادمیه که پتانسیل اینو داره ادمو به جنون برسونهنه که بد باشه هاتو وجودشه شایدجذابهحتی قد بلندم نبودتو بدترین دوران زندگیم حس میکردم قلبم داره بخاطرش مچاله میشهشایدم بدی خودم بم برگشت راجبش گفتم گفت فقط باش معمولی حرف بزن نه بیشتراما من خیلی دوسش داشتم و داشتم بیشتر پیش میرفتمشما فکر کنید حماقت محضتو سن ۳۳سالگیوقتی فکر میکنی از نظر حسی به ثبات رسیدیندیده فقط از روی حرفدر حالی که باور داری مردم قشنگ حرف میزنن و عمل یخبا کمتر از یک ماه تک و توک حرف زدن به یکی علاقمند بشی و بش اجازه بدی دوبار بخواد بات رابطه اغاز کنه فرداش دقیقا فرداش بزنه زیرشاونم رابطه لانگو الان عصبانیم ناراحتم خیلی عمیقبه رومهم نیارم حالم خوب نیستعمیقا حالم بد و احساسی برخورد میکنمانگار اومد بم ثابت کنه رشدی نداشتممن دلم میخوادشمن ناراحتممن دیوونه شدم بخدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:04

دلم که برای دستپختت تنگ شده جاتم که امروز خالیه اما گریه نمیکنم یعنی نمیزارم بریزه اشکام که غصه نخوری بابایی

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:04

میدونید عشق وقتی قشنگهکهتوش رسیدن باشه شادی باشه گذشت باشه سرسپیردگی باشه تعهد باشه چشم بستن روخیلی چیزا باشه درک و فهم باشه احترام متقابل باشه گفت و گو و شنیدن باشه مجموع همه اینا عشق خاص و قشنگ میکنهگاهی هستااما با حرف نزدن ، خودسرکوب گری خرابش میکنیمباید تو عشق حرف زداز خواسته ها از ناراحتی هاباید تو عشق گوش شنوا داشت بدون جبهه گرفتن باید فهمید و درک کردباید آغوش پر از آرامش داشتعشق با اینا میشه عشق وگرنه اسمش عشق نیست+این متنو تحت تاثیر قسمت ۶ملکه اشک ها نوشتم+امروز فکر کردم که چطور میمیرملذت شادیا مث الکل سریع میپره چراااا+یکتا ناصر قبلا یه خانم اروم و متین بود الان شده آتشفشان فعال زندگی چه میکنه با ادما منو یاد آزاده نامداری انداخت..در مقابل منوچهر هادی ژست خونسرد و مهربون و با گذشت دارهاصلا به من چه!مثل همه زوجای طلاقی که دیدم اینا هم بچشونو دارن له میکنن من ۷کودک با وضعیت مشابه بغل گوشم دارم میبینم طفلی بچه هاشونچه استرسو فشاریو تحمل میکننیکتا ناصر گفت مشاور کودکانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:51

+قرار نبود'>نبود بری و برنگردی!چه خوبه که گذشت!18 سال پیشو میگمخوبه که گذشت.. خوبه!دست پاچه و به دنبال معجزه ای بودم که تورو از من نگیره اما نشد!نشدن این معجزه حسرت بزرگیه برام میدونی!کاش خدا میذاشت همچنان بمون خوش بگذره..راستش وقتی مردم میخوام برم بش بگم چطور دلش اومد؟آخرین های منو تو:آخرین ناهار، نغذای مورد علاقتآخرین میوه: پرتقالآخرین بستنی: بستنی عروسکیآخرین آهنگ: آلبوم 85 بنیامینآخرین حرف:کفشامو جا گذاشت نه این نبود+بیا این سی دی بگیر گوش بده+نه شما میخواین تو ماشین گوشبدید+نه کلی آهنگ دیگه هست:)کاش خودتو کنارمون جا میذاشتیآخرین هایی که بدون دونستن آخرینش شیرین بودنو و الان+دیروز خیلی الکی خیلی عصبانی شدم و آسیب فیزیکی زدم و باعث خجالت خودم شددختر تو 33 سالت داره میشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:51

فردا تاریخ خیلی قشنگیه یکی بیاد بریم عقد کنیم:(

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:51

عید نوروز مبارکمون باشه هرچند شرایط سختی داریم..اینجا هم برای روزای دلشکستگی منه..آرزو میکنم که آخر سال ۹۹ کلی خوشحال و راضی باشیم..روزای قشنگی پیش رومون باشه پر از سلامتی پر از شادی و عشق..من باور داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

چقدر داغون بود حالش وقتی حرف میزدیم..همیشه حرصی بود تو کار اما دیشب از حد گذرونده بودمیگفت نصف قلبم تو جریان هواپیما شکست نصف بقیشو مردم با این مسافرت رفتناشون شکستن..میگفت مگه من آدم نیستم از اواخر بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

دیروز از رفتاری که در گذشته داشتم شرمنده شدم..استوری گذاشت که چه کلمه ای منو یاد شما میندازه..پاسخ دادم و در مقابل منو با کلمه ای توصیف کرد که خیلی خیلی خجالت کشیدم از بزرگی این ادم و کوچکی خودم.دلم مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

+خدایا جانم

منو ببخش که به خودم ظلم کردم..

روم نمیشه بگم میبخشمش بخاطر توهینا و دل شکستم و نامردیاش در عوض تو بم خوبی کن...خدایا میبخشمش تو هم منو ببخش

ببخش که دستمو گرفتی و بم نشون دادی اشتباهمو اما من باز راه اشتباهو رفتم

متو ببخش که به بنده ای که دوست داری ظلم کردم

خدایا کمکم کن خودمو ببخشم..

کمکم کن..

+خدایا میدونی بخشیدن کسی که قلبتو شکونده..احساستو پاش ریختی و حروم کرده..ارزش و حرمتتو زیر سوال برده خیلی سخته

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

من معتقدم چیزی که از ذهنت میگذره بی حکمت نیست

مث چله آخر سال که مطمئنم خدا برای آرامش از شر کرونا به دلم انداخت که انجامش بدم..

توکل بر خدا

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

نظامی

+بش گفتم میدونستی ما تا حالا ۱۳ بدر بدون دلخوری نداشتیم گفت ایشالا این یکی :)))

نامرد

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

یه روزایی هست که با اینکه ازش ۱۴ سال میگذره اما یاداوریش میتونه مجدد تورو بکشه..یه سری روزا تو زندگی هست که سالگردش هم هربار که میرسه دردش مث درد اولشهاما تو یاد میگیری که با این درد زندگی کنیمثل ۱۵ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد طباطبایی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:12

صفحه بندی